تبليغاتX
امام علی علیه السلام
هرگز دروغ نگفتم وبه من دروغ نگفتند، و هرگز گمراه نشدم و کسی به وسیله من گمراه نشده است. 

 

منظور حضرت آن است که من خودم هرگز دروغ نگفتم و پيامبر خدانيز به من دروغ نگفته است هرچه پيامبر خدا فرموده است برمبناي وحي بوده است و همه اش راست بوده است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388ساعت 23:51  توسط بهروز پایروند  | 
از روزی که حق برایم نمایان شد هرگز دچار تردید نشدم 
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت 8:9  توسط بهروز پایروند  | 
آنجا که باید سخن درست گفت در خاموشی خیری نیست، چنانکه در سخن ناآگاهانه نیز خیری نخواهدبود. 
+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388ساعت 18:15  توسط بهروز پایروند  | 

به نام خدا با سلام خدمت دوستان عزیز. ایام شهادت بزرگ بانوی جهان اسلام حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها را تسلیت عرض می نماییم. مطلب ارزشمند ذیل  بنا به درخواست یکی از دوستانُ برای دفاع از مبانی حقه تشیع ارسال کرده ام. مطالب از سایت http://www.bonyad-mahdi.blogfa.com

می باشد. امیدوارم مطالب باعث شادی حضرت زهرا و مولایمان علی شود.

 قبل از مطالعه به این نکته توجه فرمائید که ما از بزرگان از اهل سنت و وهابیت می خواهیم که پاسخ این پرسش ها را بدهند

در كتاب‌هاي معتبر اهل سنت غضب و رضاي فاطمه زهرا معادل با غضب و رضای  خداي متعال  قرار گرفته است  المستدرك ، با سند صحيح ، ج3 ،‌ ص153
يا فاطمه ان الله يغضب لغضبك و يرضي لرضاك همچنين خود بخاري در صحيحش از قول رسول خدا آورده که "فاطمة بضعة مني ، فمن اغضبها اغضبني" فاطمه پاره تن من است ، هركس او را به غضب بياورد ، مرا به غضب آورده  ياصحیح مسلم دارد  که "فاطمة بضعة مني ، يؤذيني ما آذاها "هرکسی که زهرا را اذيت كند ،‌ مرا اذيت كرده است اين‌ها نشان مي‌دهد كه فاطمه زهرا سلام الله عليها جايگاه ويژه‌اي در نزد رسول اكرم وخداي عالم داشته و ما بر اين عقيده هستيم كه نبي مكرم صلي الله عليه وآله وسلم ، از بيان اين روايات و احاديث اين بود كه الگويي براي امت اسلامي معين كند ، يعني اگر بعد از نبي مكرم جامعه اسلامي دچار تلاطم شد دچار فتنه شد ، دچار اختلاف شد ، تنها يادگار نبي مكرم ، فاطمه زهرا سلام الله عليها به هر سو رو كرد حق هست و رضاي خداوند در آن سو است و اگر نسبت به هر طرفي و هر فردي غضب كرد ، ناخشنود شد ، قطعاً خدا و پيامبر هم از او غضبناك و نا خشنود است ولذا قضيه فاطمه زهرا سلام الله ،‌ يك قضيه طبيعي نيست و اين روايات متعدد رواياتي نيست كه نبي مكرم فقط به خاطر اين كه فاطمه زهرا دختر او هست و نسل او هست ؛چون پيامبر اكرم فرزندان ديگري هم داشته‌اند ، چه پسر و چه دختر و ما بر اين عقيده هستيم كه قضيه حضرت زهرا سند حقانيت عقيده شيعه است

شیعه می پرسد

 روايات صحيحي كه گفته شد ومثل این روایت،‌ از عائشه كه "ما رأيت احداً قد اصدق من فاطمه"؛یعنی ندیدم احدی از مردم را  راستگوتر از فاطمه، فاطمه زهرا سلام الله عليها بعد از رحلت نبي مكرم مطالباتي از خليفه اول داشتند ؛‌ ولي خليفه اول پاسخ منفي دانند ،‌ آيا اين خود نشانگر تكذيب سخن پيامبر اكرم نيست ؟


شیعه می پرسد

شما می گویید ما به همان نسبتي كه حضرت زهرا و حضرت علي را دوست داريم ، ابوبكر و عمر را دوست داريم طبق روايت صحيح بخاري ، پيامبر اكرم فرمود " فاطمه غضبش ،غضب من و رضايتش رضايت من است"و در همان صحيح بخاري و صحیح مسلم صراحت دارد كه فاطمه زهرا از ابوبكر وعمرغضبناك از دنيا رفتند" " فلم تزل مهاجرته حتي توفيت"واين نشانگر اين است كه وقتي فاطمه زهرا سلام الله عليها از آن‌ها راضي نيست ، پيامبر هم از آن دو نفر راضي نيست ، خدا هم راضي نيست  محبت كسي كه پيامبر و خدا ازاو راضي نيست، خلاف شريعت، و خلاف شرع و خلاف عقل است جواب بدهید ؟؟


شیعه می پرسد 

شما در روايات، درصحيح بخاري و مسلم آورده‌ايد"من مات وليس في عنقه بيعة مات ميتة جاهلية "صحيح مسلم ، ج6 ، ص22وهمچنين "من مات وليس عليه امام مات ميتة الجاهلية" 
از طرف ديگر در صحيح بخاري وصحیح مسلم هست كه : ماتت ابي‌بكر وهي واجدة علي ابي بكر یعنی نه تنها حضرت زهرا بيعت نكردند بلكه نسبت به ابابكرغضبناك نيز از دنيا رفتند "فلم تزل مهاجرته حتي توفيت "در اين جا مسأله اينست فاطمه زهرا سلام الله عليها كه در برابر خليفه اول بيعت نكردند  و او را به عنوان امام قبول نكردند ، آيا فاطمه زهرا به مرگ جاهليت وفات کردند و يا خلافت ابوبكر ، خلافت مشروع نيست ؟؟


شیعه می پرسد

 حضرت صديقه طاهره سلام الله عليها از ابوبكر و عمر به ويژه از ابوبكر غضبناك شد
"فغضبت فاطمه بنت رسول الله فهجرت أبابكر"؛ از ابابكر قهر كرد  با اين كه قهر كردن يك امر منفي است " فلم تزل مهاجرته حتي توفيت " تا آخرين لحظه حيات هم حضرت زهرا سلام الله عليها از ابوبكر راضي نشدند آيا اين غضب فاطمه دليل برعدم مشروعيت آن‌ها نيست ؟ آيا اين دليل بر‌آن نيست كه‌ آن‌ها بر يك مسندي نشسته بودند كه مرضي حضرت زهرا نيست و مرضي حضرت زهرا نباشد ، مرضي نبي مكرم نيست و مرضي خدا نيست؟ آيا اين غضب و اين هجرت و آن‌چه در الإمامة و السياسه1/20 هم آمده كه حضرت زهرا فرمودند " والله لأدعونكما في كل صلاة اصليها "« به خدا قسم در هر نمازم بر شما دو نفر نفرین می کنم » آيا اين مشروعيت خلافت شيخين را زير سؤال نمي‌برد ؟


 در روايت دارد كه خليفه دوم گفته است که "من دستور مي‌دهم كه خانه را به آتش بشكند" تهديد مي‌كند حضرت زهرا ، حضرت امير ، حضرت امام حسن و حضرت امام حسين عليهم السلام را به سوزاندن

شیعه می پرسد

آيا خليفه چنين حقي دارد كه اگر كسي ممانعت از بيعت كرده و حاضر نشده كه بيعت كند ، آيا بيعت كردن از قبول دين بالاتر است قرآن صراحت دارد نسبت به قبول دين كه اجبار و زور نباید در بین باشد«لا اكراه في الدين قد تبين الرشد من الغي» و همچنين نسبت به خود رسول اكرم صلي الله عليه وآله وسلم صراحت دارد بر اين كه پيامبر اگر چنانچه مردم از تو روي گردان شدند «انما عليك البلاغ » تو وظيفه‌ات فقط ابلاغ است ،‌ خليفه دوم وقتي مي‌آيد تهديد مي‌كند ،‌ اين اصلاً خلاف سنت و خلاف قرآن است  ؟


شیعه می پرسد

شما که در روی کار آمدن ابوبکر اجماع امت را حجت می دانید اين هجوم که د معتبر ترین کتب اهل سنت یافت می شود نشان مي‌دهد كه اجماعي در كار نبوده وحداقل اين است كه امير المؤمنين عليه السلام وعده‌اي از بني هاشم از بيعت با ابوبكر خارج شده بودند,ابن حزم اندلسي در المحلي ،ج9،‌ص345 مي‌گويد"ولعنة الله علي كل اجماع يخرج عنه علي بن أبي طالب و من بحضرته من الصحابة "یعنی لعنت خدا به آن اجماعي باد كه حضرت علي و اصحابش در درون آن اجماع نباشند


شیعه می پرسد

شما که مدعی هستید که خلفاء با حضرت امیرالمومنین رابطه خوبی داشتند چه می گویید در رابطه با فرازهای مختلفی از نهج البلاغه به عنوان مثال در،خطبه 202 امير المؤمنين سلام الله عليه هنگام دفن حضرت زهرا خطاب به رسول اكرم مي‌فرمايد "ستنبئك ابنتك بتضافرامتك علي هضمها "یعنی : يارسول الله ؛دخترت به تو خبر خواهد داد كه امت تو درحق فاطمه زهرا ظلم كرد‌ه‌اند ، بزرگان اهل سنت همين تعبير را از اميرالمؤمنين نقل كرده‌اند به عنوان مثال عمر رضا كحاله ،که ازعلماي معاصراهل سنت است ، در كتاب اعلام النساء ج3 ص21 نقل مي‌كند   فاضل معاصر مصري ،مأمون غريب دركتاب خلافة علي بن أبي طالب ، ص33 نقل مي كند  عبد العزيز شناوي ، فاضل مصري در كتاب سيدات نساء اهل الجنة ص151نقل مي‌كند .


شیعه می پرسد

در جریان بیعت گرفتن و هجوم به بیت وحی و آتش زدن خانه حضرت زهرا،چرا خليفه دوم براي سعد بن عباده كه تا آخرعمر بيعت نكرد ، به خانه او هجوم نبرد ؟ تهذيب الكمال ج10 ص18 وهمچنين ابان بن سعيد بن عاص جزء كساني است كه ازبيعت تخلف كردند،چرا به خانه او هجوم نبرد ؟ اسد الغابه‌ ج1،‌ ص37 ،ابي بن كعب از بيعت كردن تخلف كردند ،‌ تاريخ يعقوبي ،‌ ج2ص124خالد بن سعيد بن عاص،زبير بن عوام،سلمان فارسي ،عباس بن عبد المطلب ،عتبة بن ابولهب ،‌عمار ياسر همه از بيعت خودداري كردند ، چرا خليفه دوم دو گانه برخورد كرد ؟


شیعه می پرسد

شما که قائل هستید که"اَصْحابِي كَالنُّجُومِ بِاَيِّهِمْ اِقْتَدَيْتُمْ اهْتَديْتُمْ "اصحاب من همانند ستارگانند، از هر كدام از آنها پيروي كرديد،هدايت شده‌ايد صحيح مسلم ، كتاب فضائل الصّحابه، مسند احمد، ج4، ص 398، در کتاب صحيح بخاري ج7 ، ص207 ،ح 6507 در روايتي پيامبر اكرم مي‌فرمايد" تمام صحابه من بعد از من مرتد مي‌شوند"انه ارتدوا بعدك علي ادبارهم القهقري " و اين‌ها وارد آتش جهنم مي‌شوند " فلا اراه يخلص منهم الا مثل همل النعم " جز تعداد اندكي  از صحابه من از آتش جهنم خلاص نمي‌شوند . درباره این حدیث چه می گویید
و اینک متن کامل حدیث
حَتَّى إِذَا عَرَفْتُهُمْ خَرَجَ رَجُلٌ مِنْ بَيْنِى وَبَيْنِهِمْ فَقَالَ هَلُمَّ  فَقُلْتُ أَيْنَ قَالَ إِلَى النَّارِ وَاللَّهِ  قُلْتُ وَمَا شَأْنُهُمْ قَالَ إِنَّهُمُ ارْتَدُّوا بَعْدَكَ عَلَى أَدْبَارِهِمُ الْقَهْقَرَى ثُمَّ إِذَا زُمْرَةٌ حَتَّى إِذَا عَرَفْتُهُمْ خَرَجَ رَجُلٌ مِنْ بَيْنِى وَبَيْنِهِمْ فَقَالَ هَلُمَّ  قُلْتُ أَيْنَ قَالَ إِلَى النَّارِ وَاللَّهِ  قُلْتُ مَا شَأْنُهُمْ قَالَ إِنَّهُمُ ارْتَدُّوا بَعْدَكَ عَلَى أَدْبَارِهِمُ الْقَهْقَرَى  فَلاَ أُرَاهُ يَخْلُصُ مِنْهُمْ إِلاَّ مِثْلُ هَمَلِ النَّعَمِ
و همچنين  روايت خود عائشه صراحت دارد كه " لما قبض رسول الله صلي الله عليه وسلم ، ارتدت العرب قاطبة ؛ همه عرب ؛ يعني همه مسلمان‌ها مرتد شدند
اگر در بعضي از روايت‌هاي شیعه هست كه ارتد الناس الا ثلاثة او اربعة‌ ، در روايت عایشه  اين استثنا هم نيست اين روايت را ابن كثير دمشقي دركتاب البداية والنهايه ج6 ص33 نقل مي‌كند

به جای سکوت کردن ومظلوم نمایی کردن پاسخ منطقی و مستدل بدهید


شیعه می پرسد

 اگر از پيامبرارثي نمي ماند ، پس چرا استر وعمامه رسول خدا به اميرالمومنين و برد و قضيب رسول خدا به دست اولاد عباس دست بدست به ارث مي گشت ؟
وصيت ازمنظر قرآن كريم
كتب عليكم اذاحضراحدكم الموت ان ترك خيراً الوصيه للوالدين والاقربين 
و وصّي بها ابراهيم بنيه و يعقوب
وصيت از نظر اهل سنت 
حديث نبوي "من مات بغير وصيه مات ميته جاهليه " 
وعن سلمان قلت من وصيك يارسول الله فقال"هل تدري من كان وصي موسي ،قلت يوشع بن نون قال وهل تدري لما كان اوصاه ؟انما كان اوصاء لاءنه كان اعلم بعده و وصييي اعلم امتي بعدي علي بن ابيطالب "كامل بهائي ج1 ص 116
وصيت رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم
و لما مات رسول لله صلي الله عليه و آله و سلم قال قبل وفاته :ايتوني بدواه بياض لاء زيل عنكم الاشكال في الامر واذكرلكم من المستحق لها بعدي قال عمر: دعوا الرجل فانّه ليهجر و قيل يهذو "سر العالمين غزالي صفحه 21 ط 4/نجف


شیعه می پرسد

اگر فدك ارث رسول صلي الله عليه و آله و سلم به فاطمه است چرا گرفتند؟ و اگرنيست چرا چند نوبت ،پس داده اند ؟
ارث پیامبر به حضرت فاطمه نمی رسید اما به اولاد مروان رسيد
و اینک خلاصه ماجرا
عثمان "فدك"را به عنوان خالصه دولت اسلامي به مروان بخشيد وبعد از مروان ، فدك به عنوان ارث به فرزندان مروان منتقل گشت بدين ترتيب سرزميني كه از پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله و سلم به دخترش رسيده بود ، نه به عنوان ارث به او دادند، و نه به عنوان بخشش پيامبر ولي عثمان آن را به مروان بخشيد و نسل مروان يكي پس از ديگري، آن را به عنوان ارث تصاحب نمودند با آنكه پس از هفتاد سال «عمربن عبدالعزيز» آن را به فرزندان فاطمه زهرا بازگردانيد


قبور شيخين ، زوجات النبي و اصحاب پيامبر و سايرین اينجا و آنجا معلوم است و همه مي دانند ،سلمان فارسي وحذيفه اليمان نزديك ايوان مدائن، ابن عباس در ماوراء النهر، بلال در شام ،حتي قبور انبياء سلف چون موسي‌ در فلسطين حضرت يحيي در دمشق است  ما از همه مباحث و گفته ها و نوشته ها مي گذريم 

شیعه می پرسد

 چرا قبر فاطمه زهراء يگانه دختر آخرین پيامبرخدا صلي الله عليه و آله و سلم گرامي پنهان است ؟ 
ابن ابي الحديد دانشمند معتزلي كه در قرن هفتم هجري و زمان غلبه ي مطلق همكيشان خود مي زيسته و پيش از انقراض حكومت عباسي به سال «665 هـ »وفات يافته راجع به اختفاي قبر بضعه الرسول اینگونه مينويسد "و اما اختفاء القبر وکتمان الموت وعدم الصلوه(أی اخفاء قبر الزهرا عن ابی بکر و عمر ومن تبعها فی امحاء حقوقها وحقوق زوجها وکتمان الموت عنهم و لاجرم عدم صلاتهم علیها بعد ممات لعدم اطّلاعهم عن وفاتها و عدم رضاها عنهم بما فعلوا  وبئسما فعلوا ضلّوا و أضلّوا کثیرا من الامه)و کل ما ذکره المرتضی فیه هو الذی یظهر و یقوی عندی لانّ الروایات به اکثر و أصح من غیرها


شیعه می پرسد

چه شد دختر پيغمبرصلي الله عليه و آله و سلم چون از مردم براي احقاق حق خود فريادرسي كرد حتي يك نفر جوابش را نداد ، اما به نداي عايشه براي جنگ با  حضرت علي همه لبيك گويان شتافتند ؟ مگر بگوئيد چون اين دختر ابابكر بود و ضد علي برخاست ، اما آن دختر پیامبر گرامی صلي الله عليه و آله و سلم بود و بر ضد ابابكر آمده بود لهذا تنها بماند ؟


شیعه می پرسد

 اين مطلب كه "عمر در گور گريبان نكيرين را گرفت "راست و صحیح  است يا دروغ؟
اگر دروغ است که هیچ واگر صحیح است كسي كه در قبرگريبان(ملك موكل من عندالله )را بگيرد ،چه مي شود كه در دنيا به خانه ي فاطمه وعلي  علیهماالسلام حمله کند و آن خانه را آتش بزند ؟ همان كسي كه معتقد است عمر در قبر گريبان فرشتگان خدا را گرفت و رها نكرد ، ببينيد درباره فاطمه زهرا كه جزو آيت تطهير ، و مباهله ، و آيات سوره هل اتي و بضعه الرسول صلي الله عليه و آله و سلم است چه مي گويد ؟


شیعه می پرسد

اين سخن راست است يا دروغ ؟ كه نوشته ايد" فاطمه زهرا را شب دفن كردند تا چشم نامحرم به  وي نيفتد" اگر دروغ است صحیح و راست آن چيست ؟
و اگر راست در واقعه جمل كه عايشه به وسوسه معاويه به جنگ اميرالمومنين علي (ع) شتافت چرا از چشم نامحرم نترسيد ؟ آيا حكم خدا تبعيض دارد ؟


شیعه می پرسد

 همه زنان را در شب با همراهي چهارنفربه خاطر دوری از چشم نامحرم دفن مي كنند ؟ و يا فقط در مورد حضرت زهرا اینطور شد ؟ و اگر فقط فاطمه زهرا است سبب چيست ؟


شیعه می پرسد

اگرصحابه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فقط بعنوان«صحابي»بودن محترم خواهند بود،درباره منافقين اصحاب كه سوره "المنافقون"و سوره"الاحزاب"قرآن اندكي از بسياری حالشان را بيان داشته چه ميگویید ؟


شیعه می پرسد

از زمان معاويه تا زمان عمربن عبدالعزيز كه به امر معاويه امام برحق معصوم و منصوص از طرف رسول خدا و انتخاب شده از طرف اجماع مسلمين يعني علي بن ابيطالب را لعن ميكردند، آيا اين لعن جايزه بود ؟ اگر جايز نبود پس چرا معاويه را بدين كار لعن نميكنيد ؟

غزالي می گوید"اسلام يزيد صحيح است ،كشتن حسين صحيح نيست، يزيد به كشتن حسين امر نكرد"


شیعه می پرسد
به عقيده شما يزيد مسلمان است وگمان بد  به وي روا نيست ،امام حسين چطور؟ هست يا نيست ؟ آيا آب ندادن ، وكشتن و اسارت و غارت و سوختن اين خاندان جايز است ؟؟
 يا ايها الذين آمنوا اتقوالله و قولوا قولا سديداً "سوره احزاب /۷۰


غزالي دراين فتواي می گوید"هركه گمان كند يزيد به قتل حسين فرمان داده سزاست كه وي را بسيار احمق بدانند" !

شیعه می پرسد

به غیر از خود غزالي از مورخين ومحدئين وحتي مفسرين فريقين كدام كس يزيد را از خون امام حسين تبرئه كرده است ؟ اينها همه احمق بوده اند ؟ آري اگر كسي «گمان كند» اما همه يقين داشته و دارند كه يزيد سبب قتل امام حسين است


شیعه می پرسد

شما درباره لعن خداي متعال چه مي گویید ؟ آیا این آیات را باید از قرآن حذف کنیم تا به ساحت خلفاء احیانا اهانت نگردد ؟
 لعن الله لعن الكافرين و اعدلهم سعيراً                "احزاب، 64"
آيا نبايد اين آيات را از قرآن بخوانيم ؟
فبما نقضهم ميثاقهم لعناهم وجعلنا قلوبهم قاسيه        "مائده ـ 13"

وغصب الله عليه و لعنه واعدله غذابا عظيماً          "نساء ـ 93"
«غزالي گفته كه شيطان را لعن نكردي نكردي»
اما خداوند فرمود است :
لعنه الله و قال لاء تخذون من عبادك نصيباً مفروضاً  "نساء ـ 118"

فاخرج انك رجيم و ان عليك لعنتي الي يوم الدين 
فتواي غزالي است«لعن نكن ساكت باش»و برخي از مسلمان نمایان امروز هم از غزالی پیروی می کنند 
اما قرآن كريم ميگويد "انّ الذين یؤذون الله و رسوله لعنهم الله في الدنيا و الاخره "احزاب ـ‌57"یا در جای دیگر می فرماید" الذين يكتمون ما انزلنا من البينات والهدي من بعد مابيّنّاه الناس في الكتاب اولئك يلعنهم الله و يلعنهم اللاعنون         "بقره ـ 159"
ربنا آتهم ضعفين من العذاب و العنهم لعناً كبيراً        "احزاب ـ33"


شیعه می پرسد

 آیا عقل سلیم و به دور از تعصب می پذیرد که پیامبر گرامی اسلام که اشرف و افضل از انبیاءگذشته و تمام انسانها بودند تمام همراهانشان را و مردم بیچاره را در آن شرایط خیلی سخت ساعات بسیار زیادی نگه دارند که فقط بگویند که هر کسی مرا دوست دارد علی را هم دوست بدارد ،این  کار از افراد عاقل غیر ایشان بعید است چه رسد به حضرت خیر البشر که خدا درباره اش فرمود :«و انّک لعلی خلق العظیم» و فرموده « و ماینطق عن الهوی ان هو الاّ وحی یوحی»
شیعه می پرسد

اگر به فرض اینکه معنی مولا را در این حدیث دوست بگیریم شما مخالفین و اربابانتان که این معنا را هم جامه عمل نپوشانیدید و هر کاری که خواستید انجام دادید ؟
به نظر شما غصب نمودن حق امیرالمومنین  از مظاهر دوستی با ایشان است؟ آیا به قتل رساندن دختر رسول خدا و همسر علی مرتضی و فرزند نشکفته ایشان از مصادیق دوستی و محبت به خاندان رسالت می باشد اگر هست پس دشمنی با این خاندان چیست ؟

شیعه می پرسد

قول رسول خدا (ص) در غدير خم (من كنت مولاه فهذا علي مولاه ) مولي را دوست و ياور تفسير ميكنيد ! چرا قول رسول خدا (ص) را به قول خدا تفسير نميكنيد «النبي اولي باالمومنين من انفسهم و اموالهم الله ولي الذين آمنوا يخرجهم من الظلمات الي النور انما وليكم الله و رسوله)آيا در اين آيات ولي فقط به معني  دوست است ؟!


شیعه می پرسد

از ابوبكر و پيغمبر (ص) كداميك  به نزد خدا و به نزد شما مسلمانان افضل اند ؟
دو پاسخ بيش ندارد يا ابوبكر افضل است يا رسول خدا «ص» اگر ابوبكر افضل است چرا تابع رسول باشیم و اگر رسول خدا (ص) افضل است (و اگر ندارد همین طور است ) پس چرا حضرت را به خاطر دوست داشتن و رجحان حضرت علی بر دیگر صحابه اذیت نمودند و  آخر الامر , پیامبری که معصوم بود و کلامش جز وحی الهی نبود را به هذیان متهم نمودند ولی تمام افعال ابوبکر را حجت می دانید و می گویید اجتهاد نمود و مأجور است    ؟؟؟ 



دشمنان اسلام بدست وهابيان و نوخواستگان وهابي زده ما ميخواهند بگويند پيدايش شيعه علت و اسباب سياسي داشته است ؟!

شیعه می پرسد

اگر اسباب سياسي باعث شده كه مردم ايران مذهب شيعه را اختيار كنند ، درباره شيعه ي عراق و شيعه ي شام مركز قدرت و سلطنت «اموي» و شيعه يمن كه همه عرب خالص و از نژاد عرب هستند چه مي توانند گفت ؟

شیعه می پرسد

اگر تشيع را ايراني ها روي اغراض سياسي بوجود آورده باشند، چرا ابوحنيفه ايراني كه امام اعظم اهل سنت است رها كردند و حضرت جعفر بن محمد الصادق (ع) عرب را پيروي مي كنند ؟


شیعه می پرسد

آيا رسول خدا دانسته تكليف مردم را روشن نفرمود  يا العياذبالله نميدانست و وصي خود را معين نفرمود ؟!
شیعه می پرسد

آيا خليفه يا امام به نصّ  و نصب رسول خدا(ص) به خلافت و امامت مي رسد يا به اختيار و انتخاب امت ؟
اگر به نص و نصب رسول است ، چرا در سقيفه انتخاب كرديد ؟
و اگر به انتخاب امت است ، چرا خليفه اول، خليفه ي دوم را به وصيت و نص و نصب خود معين كرد و شما پذيرفتيد ؟
آيا وصيت رسول خدا (ص) پذيرفته نيست و از خليفه پذيرفته است ؟!

شیعه می پرسد

داستان عظيم غدير خم ، راست است يا دروغ ؟ اگر دروغ است چرا از طرق حديث و رجال شما اهل سنت به يكصدوده نفر از اصحاب رسول (ص) مي رسد ؟ و اگر راست است چرا محتواي غدير خم ناديده گرفته شد ؟

شیعه می پرسد

آيا رسول خدا(ص) ارثي گذاشت يا نه ؟ اگر از پيامبر (ص) ارث باقي ماند ، چرا به يگانه دخترش فاطمه زهرا ندادند ؟ و اگر چنانچه گوئيد، از پيامبر(ص) ارثي نمي ماند بر چه مبنا و قاعده اسلامي، شيخين در حجره رسول (ص) دفن شدند ؟ مگر نه خدا فرمود "«لاتدخلوا بيوت النبي حتي يؤذن لكم » "بعد از رسول خدا (ص) اين اذن را چه كسي داد ؟

شیعه می پرسد

عمر در برابر امر بني اكرم (ص) كه فرمود  «قلم و دوات را بياوريد »
به خاطر اينكه تب داشتند گفت : «ان الرجل ليهجر» یعنی این مرد  هذیان می گوید (که این منتهای بی ادبی و بی ایمانی گوینده این سخن است چرا که مثلا می توانست بگوید ان النبی .... ولی گوینده سخن گویا حضرت را به نبوت هم قبول ندارد و در نهایت بی ادبی حضرت را خطاب به این مرد می کند) اما زماني كه ابوبكر در حال دو اغماء خواست  او را جانشين كند گفت : چرا خاموشي ؟


شیعه می پرسد

آيا پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم كه درباره اش قرآن  «ماينطق عن الهوي» فرموده است
با يك تب هذيان گفته است و اما ابوبكر بين دو اغما بهتر از زمان سلامت مي فهمد ؟


شیعه می پرسد

بطوري كه همه مي دانند در زمان رسول خدا (ص) رتق وفتق و مشورت و تصميم دركارها، درس و بحث و تعلم ،عزم به جنگ و آمادگي به صلح مسلمين و هر چه مي شد رسول خدا (ص) همه را در مسجد انجام مي داد و تمام مسلمانان ناظر بودند ، چه شد كه تعيين و نصب خليفه را در مسجد انجام ندادند ؟ آيا خلافت از اسلام و مسلمين نيست ؟ آيا سقيفه چون «مسجد ضرار» كفر و تفريق در پي نداشته است ؟


شیعه می پرسد

در شوراي شش نفري كه بر اثر نقشه خليفه دوم عثمان برنده شد ، عبد الرحمن بن عوف به علي بن ابيطالب بيعت مي كرد به شرط اينكه علي (ع) به قرآن و سنت و «سيره شيخين» ابوبكر وعمر عمل كند ، آيا سيره شيخين موافق قرآن و سنت بود يا مخالف ؟
اگر موافق بود چرا پس از قرآن و سنت «سيره شيخين» را جزو شروط انتخاب  آوردند ؟
و اگر مخالف قرآن و سنت است و امام علی  (ع) هم براي همين  آن شرط را نپذيرفت  این چطور خلفاء و جانشینانی برای رسول خدا بودند که سیره و کارها و نظرتشان با قرآن و سنت نبوی مخالفت می کرد؟
آیا جز پیروی از کتاب خدا و سنت ناب نبوی وظیفه دیگری داریم ؟


شیعه می پرسد


خليفه دوم مضروب در بستر بيماري راجع به جانشين خود به مجلس شش نفري وصيت كرد و عمل شد و عثمان بوصيت او روي كار آمد ، اما هم او با وصيت پيامبر (ص)  به عنوان اينكه رسول خدا (ص) بيمار است  اینگونه برخورد کرد «ان الرجل ليهجر»  آيا به منطق شما عمر اگر بيمار باشد درست حرف مي زند و رسول خدا (ص) نه ؟


شیعه می پرسد

آيا تمام زوجات النبي مورد احترام و امهات المومنين اند ، يا خير ؟
اگر همه مورد حرمتند ،چرا « خديجه و امّ سلمه» را به اندازه «عائشه» حرمت نمي كنيد كه به جنگ علي (ع) نيامده اند ؟ و آيا خديجه بر اسلام و مسلمين بيشتر حق دارد،یا عايشه !؟

شیعه می پرسد

اگر رسول اكرم (ص) را به عنوان رسول خدا (ص) و آورنده دين پذيرفته ايد و تنها حضرتش را واضع احكام الهي ميدانيد مگر هر آورنده قانون و موسس مكتبي نبايد صلاحيت كسي را كه ازدیگران  مكتبش را بهتر درك نموده تصديق و به مردم معرفي كند ؟ اگر رسول خدا (ص) چنين كرده بجز علي (ع) و بهتر از ایشان  چه کسی  را معرفي كرده است ؟
و اگر كسي را شايسته اين مقام ندانست شما چرا همه صحابه را خوب ميدانيد ؟
 ومي گوئيد پيامبر (ص) فرمود ابوبكر بجاي وي نماز بخواند و اين نماز است كه ميرساند ابوبكر پيشواي مردم باشد 

 شیعه می پرسد


اگر این عقیده شماست که با هرمیخواره و زانی و فاسقی می توان نماز خواند و نماز قبول است پس نماز ابوبکر را چه فضیلتی باشد که به قول شما این را دلیل خلافتش می گیرید ؟ 


شیعه می پرسد

اگر رسول خدا (ص) در بستر بيماري ابوبكر يا عمر را به جانشيني خود معرفي مي كردند و قلم كاغذ مي خواستند آيا باز هم گفته ميشد "«وفينا كتاب الله حسبنا»" آيا باز هم مي گفتند"« انّ الرجل ليهجر»! وحال كه درمورد تعيين حضن علی (ع) به خلافت چنين شد و اينطور گفتند ، اگر رسول خدا(ص) از اين بيماري به سلامت وعافيت برمي خواستند چه مي شد هیچ فکر کرده اید و فردای قیامت در حضور حضرت حال شما چگونه خواهد بود ؟


از همه مخاطبان عزیز و منتقدان بزرگوار و اهل سنت خواستاریم که اگر جوابی برای هر کدام از سوالها دارند در بخش نظرات به صورت علنی بیان کنند و مستندات خود را ارائه دهند 

ما منتظر پاسخ از ناحیه مقابل می باشیم . 

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388ساعت 23:27  توسط بهروز پایروند  | 

آنجا که باید سخن درست گفت در خاموشی خیری نیست، چنانکه در سخن ناآگاهانه نیز خیری نخواهدبود.
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388ساعت 6:42  توسط بهروز پایروند  | 
حاصل کوتاهی، پشیمانی، و حاصل دوراندیشی سلامت است. 
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 23:34  توسط بهروز پایروند  | 
طمع ورزی بردگی همیشگی است.
+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت 23:59  توسط بهروز پایروند  | 
لجاجت تدبیر را سست می کند.
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت 0:15  توسط بهروز پایروند  | 
بدی را از سینه دیگران، با کندن آن از سینه خود شروع کن.
+ نوشته شده در  سه شنبه یکم اردیبهشت 1388ساعت 22:26  توسط بهروز پایروند  |