تبليغاتX
امام علی علیه السلام
مردم برای اصلاح دنیا چیزی از دین را ترک نمی گویند، جز آنکه خدا آنان را به چیزی زیانبارتر دچار خواهد ساخت.   حکمت ۱۰۶


من تصمیم داشتم این وبلاگ را فقط به کلمات قصار مولا اختصاص دهم، اما از آنجا که مطلب زیر را مهم می دانم و از آنجا که به این وبلاگ علاقه خاصی دارم و می دانم بیشترین بازدیدکننده از میان چند وبلاگم این وبلاگم است تصمیم گرفتم این مطلب را درج کنم.
همه شما می دانید که حفظ حرمت اسماء متبرکه، و حفظ حرمت احادیث، آیات قرآن و اسامی ائمه معصومین علیهم السلام بر همه واجب است. اما مثل اینکه این واجب در کشور ما خیلی مورد غفلت قرارگرفته. به دور و بر خود نگاه کنید. در بازار چگونه روزنامه ها که اگر کمی دقت شود اسماء متبرکه زیادی در آن وجود دارد زیر  دست و پا قراردارد. چگونه در مراسم های مختلف (راهپیمایی ها، تظاهرات، انتخابات و مراسم دیگر) به صورت های مختلف این برگه ها که اسامی متبرکه زیادی در آنها یافت می شود به راحتی در معابر عمومی زیر دست پا قراردارد و هیچ توجهی نیز به آن نداریم. در مراسم های مختلف مثل راهپیمایی ها، در مراسم عاشورا! و نیز سفر احمدی نژاد به اصفهان خود شاهد این قضیه تلخ بوده ام. آنچه که باعث تاسف بیشتر است این است که معمولا افراد مومن و متدین در این گونه مراسم ها  شرکت می کنند، و بیشتر باید به وظایف شرعی توجه داشته باشند. امیدوارم  همه ما با کمی دقت و مختصری حوصله به این نکته نیز توجه داشته باشیم  و بدانیم مومن واقعی به تمام احکام و وظایف خود آشنا و عامل است.
خدا همگی ما را آشنا و  عامل به وظایف شرعی مان قراردهد و ما را ببخشاید.      یا علی مدد

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 16:1  توسط بهروز پایروند  | 

همانا خدا واجباتی را برای شما را بر شما لازم شمرده، آنها را تباه نکنید، و حدودی را برای شما معین فرموده، اما از آنها تجاوز نکنید، و از چیزهایی نهی فرمود، حرمت آنها را نگه دارید، و نسبت به چیزهایی سکوت فرمود نه از روی فراموشی، پس خود را درباره آنها به رنج و زحمت دچار نسازید. 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 15:55  توسط بهروز پایروند  | 
از نوف بکالی نقل شده که در یکی از شب ها امام علی (ع) را دیدم برای عبادت از بستر برخاست، نگاهی به ستارگان افکند و به من فرمود: خوابی یا بیدار؟ گفتم بیدارم. فرمود: ای نوف! خوشا به حال آنان که از دنیای حرام چشم پوشیدند، و دل به آخرت بستند، آنان مردمی هستند که زمین را تخت، خاک را بستر، آب را عطر، و قرآن را پوشش زیرین، و دعا را لباس روئین خود قرار دادند، و با روش عیسای مسیح با دنیا برخورد کردند. ای نوف! همانا داوود پیامبر (که درود خدا بر او باد) در چنین ساعتی از شب بر می خاست،و می گفت: این ساعتی است که دعای هر بنده ای به اجابت می رسد، جز بادگیران، جاسوسان، شبگردان و نیروهای انتظامی حکومت ستمگر، یا نوازنده طنبور و طبل)).
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 15:50  توسط بهروز پایروند  | 
(پیراهن وصله داری بر اندام امام بود شخصی پرسید چرا پیراهن وصله دار می پوشی؟)
و درود خدا بر او باد فرمود: دل با آن فروتن، و نفس رام می شود، و مومنان از آن سرمشق می گیرند. دنیای (حرام)و آخرت، دو دشمن متفاوت، و دو راه جدای از یکدیگرند، پس کسی که دنیاپرست باشد و به آن عشق ورزد، به آخرت کینه ورزد و با آن دشمنی خواهد کرد. و آن دو همانند شرق و غرب از هم دورند، و رونده به سوی آن دو، هرگاه به یکی نزدیک شود از دیگری دور می گردد، و آن دو همواره به یکدیگر زیان می رسانند.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 8:30  توسط بهروز پایروند  | 

روزگاری بر مردم خواهد آمد که محترم نشمارند جز سخن چین را، و خوششان نیاید جز از بدکار هرزه، و ناتوان نگردد جز عادل. در آن روزگار کمک به نیازمندان خسارت، و پیوند با خویشاوندان منت گذاری, و عبادت نوعی برتری طلبی بر مردم است، در آن زمان حکومت با مشورت زنان، و فرماندهی خردسالان، و تدبیر خواجگان اداره می گردد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 8:26  توسط بهروز پایروند  | 
برآوردن نیازهای مردم پایدار نیست مگر به سه چیز، کوچک شمردن آن تا خود بزرگ نماید، پنهان داشتن آن تا خود آشکار شود، و شتاب در برآوردن آن، تا گوارا باشد. 
+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 22:49  توسط بهروز پایروند  | 
(آنگاه که گروهی او را ستایش کردند فرمود:)
بار خدایا تو مرا از خودم بهتر می شناسی، و من خود را  بیشتر از آنان می شناسم خدایا مرا از آنچه اینان می پندارند، نیکوتر قرار ده، و آنچه را که نمی دانند بیامرز.  
+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 22:47  توسط بهروز پایروند  | 
شنید که فردی می گفت: انا لله و انا الیه راجعون.
فرمود: این سخن که ما می گوییم ((ما همه از آن خداییم)) اقراری است به بندگی، و اینکه می گوییم ((بازگشت ما به سوی اوست)) اعترافی است به نابودی خویش. 
+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 7:48  توسط بهروز پایروند  |